sitar

Wednesday, November 30, 2011

میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی

گذشت‌از چرخ و بگرفت‌آبله چشم‌ثریا را
هوایت تاکجا ازپا نشان؟ لهٔ ما را
تأمل تا چه درگوش افکند پیمانهٔ ما را
نوایی هست درخاطرشک؟ ‌رنگ مینا را
ندارد شور امکان جز به‌کنج فقر آسودن
اگر ساحل شوی در آب‌گوهرگیر دریا را
درین‌دریا ز بس فرش است‌اجزای‌شکست من
به‌هرسومی‌روم چون موج برخود می‌نهم پا را
به تدبیر دگر نتوان ز داغ‌کلفت آسودن
مگرآبی زند خاکستر ما آتش ما را
به‌حال خویشتن نگذاشت دل راشوخی آهم
هوایی‌کرد رقص‌گردباد اجزای صحرا را
درین ویرانه همچشم نگاهم‌کز سبکروحی
درون خانه‌ام وز خویش خالی کرده‌ام جا را
بهشتی از دل هر ذره در پروز می‌آید
اگر در خاک ریزد حسرتم رنگ تمنا را
مبادا ناله ربط داغهای دل زند ببرهم
مشوران ای جنون این شعلهٔ زنجیر درپا را
تجاهل چون حباب‌از فهم‌هستی مفت جمعیت
تو می‌آیی برون زنهار مشکاف این معما را
به هرسو چشم واکردم نگه وقف خطاکردم
نمی‌دانم چه پیش آمد من غفلت تقاضا را
همین درد است برگ عشرت خونین‌دلان بیدل
هجوم‌گریه مست خنده دارد طبع مینا را
 

Tuesday, November 29, 2011

صوفی عشقری

غیر را در بزم ناز خویش والی کرده ای
بر سرم آن لاوبالی را شغالی کرده ای
فکر کن ای نازنین بیگانه وار از من مرو
کاشنایی همرهم در خورد سالی کرده ای
وصل خوبان گر نیابی ایدل مفلس منال
عشقبازی در جهان با جیب خالی کرده ای
روی از گل نازکت طاقت ندارد پرده را
از چه رو جانا نقاب خویش جالی کرده ای
ای محبت عاقبت کندی تو بنیاد مرا
فرش من را خاک ، ظرفم را سفالی کرده ای
جان اگر گفتم بتانرا زین سخن کافر نیم
از چه زاهد بر سرم خود را جلالی کرده ای
نام آن زیبای زیبا زین غزل آید برون
آفرینت عشقری نازکخیالی کرده ای

Monday, November 28, 2011

فردوسی حکیم

چو از دفتر این داستانها بسی
همی خواند خواننده بر هر کسی
جهان دل نهاده بدین داستان
همان بخردان نیز و هم راستان
جوانی بیامد گشاده زبان
سخن گفتن خوب و طبع روان
به شعر آرم این نامه را گفت من
ازو شادمان شد دل انجمن
جوانیش را خوی بد یار بود
ابا بد همیشه به پیکار بود
برو تاختن کرد ناگاه مرگ
نهادش به سر بر یکی تیره ترگ
بدان خوی بد جان شیرین بداد
نبد از جوانیش یک روز شاد
یکایک ازو بخت برگشته شد
به دست یکی بنده بر کشته شد
برفت او و این نامه ناگفته ماند
چنان بخت بیدار او خفته ماند
الهی عفو کن گناه ورا
بیفزای در حشر جاه ورا

Sunday, November 27, 2011

جنرال محمد یونس خان

تورنجنرال ارکان حرب  محمد یونس خان فرزانه مرد اردوی افغان زمین که براستی عاشق مینهش بود  عمر پر بار خود را صرف استقلال  و تمامیت ارضی کشور خود کرد، و یکی از وارثان شایسته ی میراث عظیم و گرانقدرآزادی آن مرز و بوم است.
بدون اغراق میتوان گفت که جنرال محمد یونس خان تمامی توش ، توان وا ستعداد خود را وقف وطن نموده و عزیز فرزند سرزمین ماست.

مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی

همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو
همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است
هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو
پر شود خانه دل ماه رخان زیبا
گرهی همچو زلیخا گرهی یوسف رو
حلقه حلقه بر او رقص کنان دست زنان
سوی او خنبد هر یک که منم بنده تو
هر ضمیری که در او آن شه تشریف دهد
هر سوی باغ بود هر طرفی مجلس و طو
چند هنگامه نهی هر طرفی بهر طمع
تو پراکنده شدی جمع نشد نیم تسو
هله ای عشق که من چاکر و شاگرد توام
که بسی خوب و لطیف است تو را صورت و خو
گر می مجلسی و آب حیات همه‌ای
همه دل گشته و فارغ شده از فرج و گلو
هله ای دل که ز من دیده تو تیزتر است
عجب آن کیست چو شمس و چو قمر بر سر کو
آنک در زلزله او است دو صد چون مه و چرخ
و آنک که در سلسله او است دو صد سلسله مو
هفت بحر ار بفزایند و به هفتاد رسند
بود او را به گه عبره به زیر زانو
او مگر صورت عشق است و نماند به بشر
خسروان بر در او گشته ایاز و قتلو
فلک و مهر و ستاره لمع از وی دزدند
یوسف و پیرهنش برده از او صورت و بو
همه شیران بده در حمله او چون سگ لنگ
همه ترکان شده زیبایی او را هندو
لب ببند و صفت لعل لب او کم کن
همه هیچند به پیش لب او هیچ مگو

Saturday, November 26, 2011

دوکتور سلام الدین ویس Dr. Salamuddin Weiss MD

National Commission on Marihuana and Drug Abuse

Investigations of Very Heavy, Very Long-Term Cannabis Users

AFGHANISTAN
Dr. Salamuddin Weiss (1971) studied 1011 chronic hashish users in Kabul in order to obtain a general picture of the charas habit in Afghanistan.
Cannabis is cultivated in this tropical country. A concentrated product, charas, the resin obtained from the flowering tops of the female plant, is the preparation generally used. The most common method of smoking charas is in a clay water pipe called a Chelum. Next most commonly used is a pipe or needle and straw. Infrequently, charas is smoked in tobacco cigars or cigarettes. Chewing the leaves or drinking a charas mixture as a confection is quite rare.
Although charas smokers are found throughout society, they are predominantly found in certain groups. The ages of the subjects studied ranged from 13 to 70 years old. More than 75% were, married. Almost all were males.
Socioeconomic status was as follows: 70%, lower, 28% middle and 2% upper. 82% are illiterate, 27% had a primary school education and less than 1% had any higher education.
Most smoking occurs in groups of two to 20 friends in quiet out of the way places. Most users smoke several times a day. The longer one has smoked charas, the shorter the duration of the high and the more often the individual can smoke each day.
Weakness, sexual difficulties and physical impotence are commonly reported by smokers. Most report they have a good appetite and eat more than normal, but malnutrition is common.
One hundred chronic smokers were selected at random and examined medically: 93 were malnourished; no evidence of illness was found in 79 subjects; 13 showed signs of respiratory illness (bronchitis) ; 7 showed sleep disturbances and one had pulmonary tuberculosis. No deaths have been reported from charas overdose. One subject out of the 1,011 was known to be chronically psychotic.
A review of over 150,000 outpatient and inpatient psychiatric visits per year over the past 10 years revealed 20 short-term psychotic episodes yearly involving charas alone and 16, short-term psychotic episodes yearly involving both charas and other drugs. An absence of chronic mental illness related to charas use was noteworthy.
Most charas smokers commence use during their teens, gradually increasing their use about five or six times until they reach their highest dose between the ages of 20 to 40 years.
At the extreme, smokers have raised their daily dosage up to 10 times their starting dose within the first two years. They then gradually decrease their daily requirement by about 50% upon reaching their 60's. Generally, most smokers cease charas use after their 60's, but some. use extremely low doses for the rest of their lives.
I These patterns of use are consistent with the development of tolerance. Additionally, chronic smokers note they are able to use larger doses than they did when they began use without any significant signs of intoxication. Also after stopping charas use for a few days or months, the users report they restart use at smaller doses to achieve the desired effect.
No physical dependence was noted. Marked psychological dependence was present which makes it difficult to stop their habitual use. Discontinuation of charas use produced mild psychologic abstinence signs. These signs, generally include restlessness loss of appetite, sleeplessness, nervousness, headache, and gastrointestinal upset.
Most smokers after discontinuation of use are quite able to live with their families and perform their jobs without discomfort. Most chronic smokers return to charas use within days or months. Out of a group of 100 randomly selected ex-smokers who had used for eight to 22 years, 42 have not returned to charas use, 16 use occasionally and 42 have returned to daily use within one to 13 months.
Most common explanation given by the subjects for restarting use were to continue close relationships with charas using friends and lack of a busy job.
A group of 100 opium addicts were selected at random from the community; 51 of these started their drug use with charas and later substituted opium for charas.
Generally, charas smokers report that they become faster in their daily jobs, but observation reveals a slowness in these activities. The ability to perform a non-complicated job is comparable to non-charas smokers. They tend to be cooperative but lazy persons. They tend to be more theoretical than practical and avoid making decisions. They do not demonstrate creativity or contribute significantly to the improvement of their community.
زنده یاد دانشمند محترم داکتر سلام الدین ویس

داکتر سلام الد ین ویس استاد فاکولته طب دانشگاه کابل در سال 1314 هجری شمسی در
قریه ده خدا داد ولایت کابل متولد شده . تحصیلات ابتدائیه و عالی خود را در لیسه عالی
حبیبه به پایان و در سال 1333 هجری شمسی شامل فاکولته طب دانشگاه کابل  گردید.

  داکتر ویس در سال 1340 به صفت شاکرد ممتاز از فاکولته طب کابل فارغ و به بعد از سپری
نمودن موفقانه امتحان، در کدر تدریسی  به حیث پو هیالی به دیپارتمنت فارمکالوژی
فاکولته طب کابل شامل خدمت گردید.
    داکتر ویس تحت پروگرام سکالرشب فولبرایت در سال 1342 ه ش به دانشگاه مشیگان
امریکا شامل و در سال 1345 ه ش ماستری خویش را در رشته فارمکالوژی موفقانه حاصل
و به وطن مراجعت و متعاقبا به صفت استاد  به تدریس مضمون فارمکالوژی در فاکولته های طب و فارمسی دانشگاه کابل شروع نمود.
     در سال 1346 ه ش با موافقه دانشگاه کابل و پیشنهاد وزارت صحت عامه  وقت با حفظ وظیفه تدریس به حیث رئیس دیپوی ادویه مقرر تا سال  1357 هجری شمسی به تدریس و تربیه اولاد وطن و وظیفه اداری صادقانه دوام داد.
    داکتر ویس در یک سلسله کنفرانس ها و سیمینار های علمی ملی و بین المللی اشتراک نموده  که افتخارات چشمگیری نصیب ملت ماکرده است..
   دانشمند عزیزما داکتر ویس بعد از کودتا ی ننگین هفت ثور خلق-پرجم همانند سائر دلباختگان و
شیفتگان وطن به اتهام صداقت ،پاک نفیسی روانه زندان  شده که این خود لکه ننگی است به پیشانی بیگانه پرستان میهن ما.
    داکتر ویس بعداز رهای از زندان پلچرخی همانند همه مردم بلا کشیده ما ترک خانه و اشیانه کرده و به ایالات متحده امریکا پناهنده شد و به دانشگاه میشیگان که تحصیلات خود در انجا سپری نموده بود به حیث ریسرچ فیلو استخدام گردید .
داکتر ویس در مدت بیست و یک سال خدمت اش  به صفت استاد فاکولته طب و فارمسی دانشگاه
کابل صادقانه به تدریس اولاد وطن پرداخته وبه درجه علمی پوهنوال رسیده و  با تدوین فورمیلر ملی یعنی تبدیل نمودن دواهای تجارتی به دواهای جنیریک خدمت بس ارزشمندی به میهن نموده  علاوتا در پیشبرد پروژه های علمی صرف مساعی عمیق داشت

عزیز فرزند سر زمین ما، دانشمند محترم  داکتر سلام الدین ویس، به تاریخ دوازدهم فبروری  سال نزده صدو نودو شش عیسوی در شهر اناربر  ایالت میشیگان به رضای حق پیوست. و ملت ما یکی از صادق ترین فرزند خود را در دیار بیگانه به خاک سپرد.
یاد ش عزیز و روحش شاد باد



حافظ شیرازی

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
...
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
بر آتش تو بجز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

گلچین اشعار مولانا

نه شرقییم، نه غربییم نه بییم، نه بحرییم
نه از کان طبیعیم، نه از افلاک گردانم

نه از خاکم، نه از آبم، نه از بادم، نه از آتش

نه از عرشم، نه از فرشم، نه از کونم، نه از کانم

نه از هندم، نه از چینم، نه از بلغار و صقسینم

نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

نه از دنیی، نه ازعقبی، نه از جنت، نه از دوزخ
نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس رضوانم

مکانم لا مکان باشد، نشانم بی نشان باشد

نه تن باشد، نه جان باشد، که من از جان جانانم

Friday, November 25, 2011

جنرال محمد یونس خان

جنرال محمد یونس خان

تورنجنرال ارکان حرب  محمد یونس خان فرزانه مرد اردوی افغان زمین که براستی عاشق مینهش بود  عمر پر بار خود را صرف استقلال  و تمامیت ارضی کشور خود کرد، و یکی از وارثان شایسته ی میراث عظیم و گرانقدرآزادی آن مرز و بوم است.
بدون اغراق میتوان گفت که جنرال محمد یونس خان تمامی توش ، توان وا ستعداد خود را وقف وطن نموده و عزیز فرزند سرزمین ماست.

تورنجنرال ارکان حرب محمد یونس خان درسال 1307 شمسی در قریه پس حصار مرکز ولایت با ستانی غزنی چشم به جهان گشود . تحصیلات متوسطه و عالی را در حربی شونحٌی و حربی پوهنتون کابل به پایان رسانید . جهت تحصیلات عالی مسلکی عازم هند گردیده و بعدأ غرض اکمال تحصیلات عالی مسلکی وارکانحرب دوبار عازم ترکیه شد.
محمد یونس خان با موفقیت چشمگیری به وطن بازگشت و به حیث رئیس ارکان فرقه 15 در قول اردوی قندهار ایفای وظیفه نمود. موصوف به همانجا به رتبه برید جنرالی نایل آمد و به حیث قومندان فرقه هفت ریشخورکابل و بعداَ در اواخر رژیم شاهی به حیث قومندان فرقه اا ننگرهار سمت مشرقی تعین شد.

تبدیل رژیم شاهی به جمهوری و تیرگی مناسبات با پاکستان وضع بحرانی درسرحدات شرقی افغانستان بوجود آورد. مراقبت از وضع امنیتی سرحدات و جلوگیری از توطئه ها و تخریبات احتمالی ازجانب پاکستان یکی از مسایل جدی کشورگردیده بود.  جنرال یونس خان در همچو شرایط با صداقت وجدیت کامل به وطن ایفای وظیفه نموده و در همان جا به رتبه تورن جنرالی ارتقا یافت.
 
از آنجاییکه موصوف یک شخصیت ملی و وطندوست وشدیداُ مخالف مداخله همسای گان و بیگانگان به امور وطن بود، در برابر توطئه های دشمنان وطن لحظه ای هم غافل نبود. شب و روز برای تامین امنیت وحفظ تمامیت ارضی تلاش می نمود و وجب وجب سرحدات مشرقی را با لباس محلی و غیر رسمی تا آن جاییکه سرک میسر بود با وسایل نقلیه  و در غیر آن با پای پیاده بررسی و مراقبت می نمود و از تسلط کامل براوضاع پر تشنج سرحدی بر خوردار بود. توطئه ها و اعمال خرابکارانه پاکستان را با درایت کامل و جدیت هرچه تمامتر در مناطق ننگرهار،  لغمان ، کنر و نورستان خنثی نموده وامنیت سرحدات مشرقی را تامین نمود.

جنرال یونس خان وسایر شخصیت های ملی آن دوره میدانستند که اگر پای یک چپاولگر در این سرزمین باز شود کشور به میدان کشمکش سایر مداخله گرها بدل خواهد شد ؛ مردم وطن سرگردان شده و شدیدا"
صدمه خواهند دید. از همین رو در مقابل هرگونه مداخله پاکستان بسیار حساس بودند.

 تورن جنرال محمد یونس خان با همچو جدیت در حفظ سرحدات مشرقی  و دفع تخریبات نمی توانست از جانب مقامات پاکستانی بی عکس العمل باقی  بماند. از همین رو دو باردر مناطق شنوار و کنر مورد سو قصد کین توزانه  قرار گرفت.


تورن جنرال محمد یونس خان  در جریان کودتای خونین7 ثور 1357 به آزمون بزرگ دیگر تاریخ وطن قرار گرفت؛ این بار نه به مداخله از جانب شرق بلکه از جانب شمال.  او با اقدامات جدی خود در برابر کودتاچیان وابسته به روسیه به خاطرحفظ استقلال وتمامیت ارضی افغانستان در برابرتوطئه همسایه متجاوز شمالی جانبازانه مقاومت نمود. دستگیری وناپدید شدن او به دست کودتاچیان 7 ثور خبر بسیارمورد علاقه مقامات پاکستانی نیز شد وآن دولت  به همان شب وروز اول کودتا خبر دستگیری و مرگش را از طریق رادیو های خود در پاکستان پخش کرده و از نبود او نفس راحت کشیدند. 

سرنوشت جنرال محمد یونس خان همانند دهها هزار جانباز دیگر که جرم شان دفاع از منافع ملی، عزت، استقلال وحفظ تمامیت ارضی افغانستان بود ه است در پرده ابهام قرار دارد وماهمانند سایرخانواده ها و هموطنان خویش خواهان روشن شدن این مسله هستیم.
با عرض احترام



حافظ شیرازی


اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
 آنرا که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

حافظ شیرازی

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
...
...
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بِهِشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی

رباعیات خیام نیشابوری


گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان
عمرست چنان کش گذرانی گذرد

Thursday, November 24, 2011

3حضرت ابوالمعانی بیدل

2حضرت ابوالمعانی بیدل

میرزا محمّدعلی صائب تبریزی

حضرت ابوالمعانی بیدل


بررفيقان بيدل از مقصد چه سان آرم خبر؟
من که خود را نيز تا آنجا رسم گم مي کنم

Category:

Tags:

License:

Standard YouTube License
  • likes, 0 dislikes
Link to this comment:
Share to:

All Comments (0)

Reactions (0)

Sign In or Sign Up now to post a comment!
    Loading...