Wednesday, July 26, 2017
Tuesday, July 25, 2017
مولانا جلال الدین بلخی رومی
چون نی به نوا آمد آن نغمه ي مستانه
رندی به طرب برخاست از گوشه ي میخانه
از ناله و ناي و نی و از وجد سماع وی
شد کار حریفان طی بی ساغر و پیمانه
چون مست حقیقت شد دمساز طریقت شد
و از ساز شریعت کرد بیرون رگ افسانه
از بلخ به روم آمد نی رومی و نی بلخی
ي از شهر جنون برخاست نی مست و نه دیوانه
هرکس به گمان خویش او را صفتی بخشید
یک سلسله دیوانه یک طالب فرزانه
چون نی به نوا آورد عالم به صدا آورد
زآن همدم عالم گشت با ناله ي مستانه
گیتی وطن او گشت هرچند که خوانندش
یک قوم ز ترکستان یک قوم ز فرغانه
Subscribe to:
Posts (Atom)
-
سر و پا نغمه سوز و گداز است سر و پا آتش عشق و نیاز است سر و پا ناله هستم و خاموش است به ظاهر خاموش و باطن به جوش است چون آتشی سر تا به پ...
-
آن چيست كه آن را نخورد هرگز زن گر مـرد خورد قوي شود او را تن نرم است و لطيف است ولي در خوردن ...



















































