Sunday, July 20, 2014

جان لنون

تصور کن هيچ بهشتی در کار نيست !
آسان است اگر تلاش کنی ...
و هيچ جهنمی در زير پايمان نيست !
بر بالای سرمان تنها آسمان است ...
تصور کن همه ی انسان‌ها
برای امروز زندگی می کنند !
تصور کن هيچ کشوری نيست !
تصورش سخت نيست ...

هيچ بهانه‌ای ، برای کشتن يا مردن در راهش نيست !
چنان که مذهبی وجود ندارد !
تصور کن همه ی انسان‌ها در صلح زندگی می کنند !
شاید بگويی من رؤيا می بينم ...
اما من تنها نيستم !
من اميددار روزی هستم ، که تو به ما بپيوندی
و جهان يکی شود

تصور کن مالکيتی وجود ندارد !
تعجب می کنم اگر بتوانی !
نيازی به حرص يا گرسنگی نيست ،
برادری بشر ...
تصور کن همه ی مردم
زمين را با يکديگر قسمت می کنند !
شايد بگويی من رؤيا می بينم ...
اما من تنها نيستم !

من اميدوار روزی هستم ،
که تو به ما بپيوندی
و
جهان يکی شود

"جان لنون "

No comments:

Post a Comment

خــــِـرد - زکریا رازی

...