Wednesday, October 26, 2016

استاد سایه

رفتی ای جان و ندانیم که جای تو کجاست
مرغ شبخوان کجایی و نوای تو کجاست
آن چه بیگانگی و این چه غریبی‌ست که نیست
آشنایی که بپرسیم سرای تو کجاست
چه پریشانم ازین فکر پریشان شب و روز
که شب و روز کجایی و کجای تو کجاست
زیر سرپنجه‌ی گرگیم و جگرها خون است
ای شبانِ دل ما ناله‌ی نای تو کجاست
کوه ازین قصه‌ی پرغصه به فریاد آمد
آه و آه از دل سنگ تو، صدای تو کجاست
دل ز غم‌های گلوگیر گره در گره است
سایه آن زمزمه‌ی گریه‌گشای تو کجاست

No comments:

Post a Comment

ژان پل سارتر