Friday, September 18, 2015

هوشنگ ابتهاج


ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم این ترانه از توست

آن بانگ بلند صبحگاهی
وین زمزمه شبانه از توست

من انده خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از توست

آی آتش جان پاکبازان
در خرمن من زبانه از تست

افسون شده تو را زبان نیست
ور هست همه فسانه از تست

کشتی مرا چه بیم دریا؟
طوفان ز تو و کرانه از تست

گر باده دهی و گرنه ، غم نیست
مست از تو ، شرابخانه از تست

می را چه اثر به پیش چشمت؟
کاین مستی شادمانه از تست

پیش تو چه تو سنی کند عقل؟
رام است که تازیانه از تست

من میگذرم خموش و گمنام
آوازه جاودانه از تست

چون سایه مرا ز خاک برگیر
کاینجا سر و آستانه از تست

هوشنگ ابتهاج

No comments:

Post a Comment

خــــِـرد - زکریا رازی

...