Thursday, October 23, 2014

صغیر اصفهانی

با ما مگو که دیــر کجا و حــرم کجاست
ما آب و گل پرست نئیم آن صنـم کجاست
هان بس مکن به طوف حرم ز آب وگل برآی
رو ز اهل دل بپرس که صاحب حرم کجاست
زنگ حدوث ز آینه ی دل کنی چو پاک
یابـی که جلــوه گاه جمــال قِـدم کجاست
دایم دمد به صور سرافیل عشـــق ، دم
خوابند عالمی همه ، بیــدار دَم کجاست
گردنــد تا کــه ثابــت و سیــار بنـده اش
در کوی عشق یک دل ثابت قدم کجاست
تا بیــش و کــم شونــد غــلام طبیعـتـش
وارسته ای ز کشمکش بیش وکم کجاست
حرفی شنیــــدم از دهـــن یـــارو یافتــم
خود مصدر حدیث وجود وعدم کجاست
دانی دهان شیشه چه گوید به گوش جام
گوید سراغ گیر ز مستان که جم کجاست
هر جا روم غمم به دل افزون شود صغیر
آنجا که دل رها شود از قید غم کجاست

No comments:

Post a Comment

هوشنگ ابتهاج