Tuesday, June 30, 2015

صائب تبریزی


از باد دستی خود ، ما میکشان خرابیم
در کاسه سرنگونی ، همچشم با حبابیم
با محتسب به جنگیم ، از زاهدان به تنگیم
با شیشه‌ایم یکدل ، یکرنگ با شرابیم
آنجا که میکشانند ، چون ابر تر زبانیم
آنجا که زاهدانند ، لب خشک چون سرابیم
در گوش عشقبازان ، چون مژدهٔ وصالیم
در چشم می‌ پرستان ، چون قطرهٔ شرابیم
با خاص و عام یکرنگ ، از مشرب رساییم
بر خار و گل سمن ریز ، چون نور ماهتابیم
آنجا که گل شکفته است ، شبنم طراز اشکیم
آنجا که خار خشک است ، چشم تر سحابیم
چون می به مجلس آید ، از ما ادب مجویید
تا نیست دختر رز ، در پردهٔ حجابیم
در پلهٔ نظرها ، هرگز گران نگردیم
ما در سواد عالم ، چون شعر انتخابیم
صائب تبریزی

No comments:

Post a Comment

ویکتور هوگو

...