Sunday, September 2, 2012

فريدون مشيري: در راه باریکی که از آن می‌گذشتيم


در راه باریکی که از آن می‌گذشتيم
تاریکی بی‌دانشی بیداد می‌کرد

ایمان به انسان، شب چراغ راه من بود
شمشیر دست اهرمن بود
تنها سلاح من درین میدان «سخن» بود

شب های بی‌پایان «نخفتم»
پیغام انسان را به انسان باز گفتم
حرفم نسیمی از دیار «آشتی» بود


در خارزار دشمنی ها

شاید که طوفان گران بایست می بود

No comments:

Post a Comment

خــــِـرد - زکریا رازی

...