Thursday, September 26, 2013

سعدی

چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی
چونکه به بخت ما رسد اینهمه ناز میکنی

ای که نیازموده ای،صورت حال بیدلان
عشق حقیقی است اگر،حمل مجاز میکنی

ای که نصیحتم کنی،کز پی او دگر مرو
در نظر سبکتکین، عیب ایاز میکنی

پیش نماز بگذرد،سرو روان و گویدم
قبله ی اهل دل منم، سهو نماز میکنی

دی به امید گفتمش،داعی دولت توام
گفت دعا به خود بکن،گر به نیاز میکنی

گفتم اگر لبت گزم،می خورم و شکر مزم
گفت خوری اگر پزم،قصه دراز میکنی

سعدی خویش خوانی ام،پس به جفا برانی ام
سفره اگر نمی نهی در به چه باز میکنی؟

No comments:

Post a Comment

ویکتور هوگو

...