Wednesday, April 27, 2016

من نقطهء تلافیی اوهام و حـیرتم


من نقطهء تلافیی اوهام و حـیرتم 
سرگشـته ام به اهلِ زمین ، بی شباهتم

از روزگار بعدِ تو ، خیری ندیده ام
تنهاترین نشــانهء اثبات قسـمتم

تفسـیر کرده اند مرا گر چه بار ها
مضمونِ گنگ گمشده در صد روایتم

خلوت نشـین صحبتِ دیوانگانِ شـهر
درد آشــنای رنجِ هزاران مـلامتم

مبهوت در میانهء میدان نشـسته ام
بی رغبتی به معرکه ها بوده ، عادتم

سـنگِ صبورِ حادثه بعد از تو هیچکس
راهی نبرده سـوی زوایایی خلوتم

مَیلی به شرح نیسـت سـکوتم شـنیدنی سـت
بگذار نا نوشـته بماند ، حـکــایتم .
.

No comments:

Post a Comment

ویکتور هوگو

...