Sunday, July 22, 2012

ما سرخوشان مست دل از دست داده ايم

ما سرخوشان مست دل از دست داده ايم
همراز عشق و هم نفس جام باده ايم

بر ما بسي كمان ملامت كشيده اند
تا كار خود ز ابروي جانان گشاده ايم

اي گل تو دوش داغ صبوحي كشيده اي
ما آن شقايقيم كه با داغ زاده ايم

پير مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف كن كه به عذر ايستاده ايم

كار از تو مي رود مددي اي دليل راه
كانصاف مي دهيم و ز راه اوفتاده ايم

چون لاله مي مبين و قدح در ميان كار
اين داغ بين كه بر دل خونين نهاده ايم

گفتي كه «حافظ» اين همه رنگ و خيال چيست
نقش غلط مبين كه همان لوح ساده ايم

حضرت حافظ

No comments:

Post a Comment

موریس مترلینگ

...