Thursday, November 10, 2016

فاضل نظری



شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق
رخ معشوقه و مدهوشی دلداده عشق
فاضل نظری
اثر: حسین رحیمیان 

1 comment:

  1. بسیار زیبا
    این شعر زیبا تقدیم به شما دوست عزیز
    نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

    که زخم‌های دل خون من علاج نداشت

    تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

    که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت

    منم! خلیفۀ تنهای رانده از فردوس

    خلیفه‌ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

    تفاوت من و اصحاب کهف در این بود

    که سکه‌های من از ابتدا رواج نداشت

    نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم

    چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت
    منبع : اشعار فاضل نظری

    ReplyDelete