Sunday, November 11, 2012

بشکند دستی که بازوی ضعیفان بشکند

بشکند دستی که بازوی ضعیفان بشکند
پنبه را هر دختری شاید کند در زیر پا
دارد آن پا قدر که او خار مغیلان بشکند
شیشه بشکستن نباشد افتخار سنگ سخت
سنگ اگر سخت است جای شیشه سندان بشکند
سنگ اگر مرد است جای شیشه سندان بشکند
نازم آن مشتی که فرق زورمندان بشکند
خانه درویش را هرکس توان کردن خراب
خادم آنم که درب قصر سلطان بشکند
زور آن نازم که درب قصر سلطان بشکند
نازم آن مشتی که فرق زورمندان بشکند
بشکند دستی که بازوی ضعیفان بشکند

No comments:

Post a Comment

غربت آن است که