Monday, July 11, 2016

مولانا


عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن
خوب بودن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن
دل شود روشن ز شمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای حاشا مکن
ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن
زر بدست طفل دادن ابلهی ست
اشک را نذر غم دنیا مکن
پیرو خورشید یا آیینه باش
هر چه عریان دیده ای افشا مکن
مولانا

No comments:

Post a Comment

ویکتور هوگو

...