Thursday, May 9, 2013

عبید زاکانی

عزم کجا کرده‌ای باز که برخاستی!!!
موی به شانه زدی زلف بیاراستی

ماه چو روی تو دید گفت زهی نکوئی
سرو که قد تو دید گفت زهی راستی

آتش غوغای عشق چون بنشستی نشست
فتنهٔ آخر زمان خاست چو برخاستی

دوش در آن سرخوشی هوش ز ما می ربود
کاسه که میداشتی عذر که میخواستی

پیش عبید آمدی مرده دلش زنده شد
باز چو بیرون شدی جان و تنش کاستی

عبید زاکانی

No comments:

Post a Comment

وینستون چرچیل

كافی نیست حداكثر تلاش خود را بكنیم و در بهترین حد خود ظاهر شویم، گاهی لازم است كاری را در حد كفایت انجام دهیم.   وینستون چرچیل