Friday, January 4, 2013

فریدون مشیری--... من آهسته در دود شب‌ رو نهفتم

... من آهسته در دود شب‌ رو نهفتم

و در گوش برگی که خاموش می‌سوخت گفتم:

مسوز این چنین گرم در خود مسوز!

مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ!

که گر دست بیداد تقدیر کور

تو را می‌دواند به دنبال باد

مرا می‌دواند به دنبال هیچ...



شعر از فریدون مشیری

No comments:

Post a Comment

غربت آن است که