Friday, January 4, 2013

نادر نادرپور--از پنجه ی سرد من چه می خواهی؟

از پنجه ی سرد من چه می خواهی؟

سودی ندهد ستیزه با تقدیر

وقتی که خروس مرگ می خواند

دیر است برای در گشودن ، دیر


آن ، زلزله ای که خانه را لرزاند

گفتن نتوان که با دلم چون کرد
نادر نادرپور


No comments:

Post a Comment

لودویگ فون بتهوون