Tuesday, April 1, 2014

تلخ تر از فقر هم هست ..

تلخ تر از فقر هم هست ..
واژه ای بنام شکستن ..
شکستن ، خم شدن ، افتادن ...
در زمین خود ، بدست دیگری باختن ..
دستی از پشت ، دستی پنهان و بناحق ..
در ضمیری پنهان تر ...
او ..
اویی که نامش حماقت است ..
قضاوت است ، پیش داوری است ..
غرور است ، کر است و کور ..
سکوت میکند اما لال نیست ..
گاهی با رفتارش چنان ضربه میزند ، که ارزو میکنی همیشه فقیر می ماندی در تلخی ..
چه کسی میداند او کیست و کجا پنهان است ..
درون من ، تو ، و یا خود او ...
چه کسی میداند ؟؟؟

No comments:

Post a Comment

هوشنگ ابتهاج