Wednesday, October 9, 2013

رهی معیری

لاله دیـــــــــــدم روی زیبای توام آمد به یاد
شعله دیدم سرکشی های توام آمد به یاد

سوسن و گل آسمانی مجــلسی آراستند
روی و موی مجلس آرای تـــــوام آمد به یاد

بود لرزان شعله شمعی در آغـوش نسیم
لرزش زلف سمن سای تـــــوام آمد به یاد

در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت
با حریفان قهر بیجای تـــــــــوام آمد به یاد

از بر صیدافکن آهوی سرمــــستی رمید
اجتناب رغبت افزای تـــــــــــوام آمد به یاد

پای سروی جویباری زاری از حــد برده بود
های های گریه در پای تــــــوام آمد به یاد

شهر پرهــــنگامه از دیوانه ای دیدم رهی
از تو و دیوانگی های تــــــــوام آمد به یاد

رهی معیری

No comments:

Post a Comment

ویکتور هوگو

...